2
جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت12:25 توسط (¯`•اشک یخی و چشم یخی•`¯)
. |
..:::::::(¯`•:::::::::::....... S H A B E S T A
N - M A N .......:::::::::::•`¯):::::::..
خــدا حــافظ
از اینجا کـــه
پـُر از غمــه
خســـته شــدم
می خوام بــرم
خدا حــافظ ...

2
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت0:2 توسط (¯`•اشک یخی و چشم یخی•`¯)
. |
..:::::::(¯`•:::::::::::....... S H A B E S T A
N - M A N .......:::::::::::•`¯):::::::..

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان زلف بیفشان که فقیه
بخورد روزه ی خود را به گمانی که شب است
زیر لب وقت نوشتن نقطه نهد
وین عجب نقطه ی خال تو به بالای لب است
یا رب این نقطه ی لب را که به بالا بنهاد
نقطه هر جا غلط افتاده مکیدن ادب است
منعم از عشق کند زاهد و آگه نبود
شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است
گر صبوحی به وصال رخ جانان جان داد
سودن چهره به خاک سر کویش سبب است

2
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت12:26 توسط (¯`•اشک یخی و چشم یخی•`¯)
. |
..:::::::(¯`•:::::::::::....... S H A B E S T A
N - M A N .......:::::::::::•`¯):::::::..
- « رویــای برفـــی »-
تو رفتی رد پایت در دلم ماند
شکوه خندهایت در دلم ماند
دلم را با سحر خوش کرده بودم
غروبم ماجرایت در دلم ماند
شریک دردهایم بودی, اما
غم بی انتهایت دردلم ماند
هزار و یک شبم چون باد بگذشت
طنین قصه هایت در دلم ماند
سپردی سر نوشتم را به پاییز
بهار با صفایت در دلم ماند
علی رغم سکوت ساده من
سفر کردی صدایت در دلم ماند
و حالا مثل یک رویای برفی
تو رفتی رد پایت در دلم ماند

2
شنبه سوم شهریور 1386ساعت14:27 توسط (¯`•اشک یخی و چشم یخی•`¯)
. |
..:::::::(¯`•:::::::::::....... S H A B E S T A
N - M A N .......:::::::::::•`¯):::::::..


